صفحه اصلی » برند » چرا کسب و کارهای کوچک باید نگران برندسازی باشند؟
business-and-brands

چرا کسب و کارهای کوچک باید نگران برندسازی باشند؟

تاریخ انتشار:تیر ۲۸, ۱۳۹۵ دسته بندی: برند 241 بازدید

همانطور که بخوبی می دانید برندینگ یا برندسازی به معنای چگونگی درک شدن ی شرکت(یک محصول) و چگونگی احساس یا بخاطر آوردن شما به عنوان مخاطب حتی در صورت عدم خرید است. به عبارتی واکنشی غریزی نسبت به بالاترین و مهم ترین تعامل های شما با فعالیت های بازاریابی یک شرکت یا برند است. پاسخ احساسی نسبت به یک برند، مثبت یا منفی، باور شما نسبت به آن را تغییر می دهد. به همین دلیل است که شما حاضر به پرداخت قیمت بیشتری برای یک قلم کالای لوکس هستید، یا اینکه چرا همش دنبال یک نوع خودروی خاص هستید یا اینکه چرا کشش خاصی نسبت به یک محصول خاص موجود در طبقه فروشگاه دارید. اما چون مفهومی مبهم است، اغلب پرداختن به آن در بسیاری از کسب و کارهای کوچک به زمانی دیگر موکول می شود.

 

شرکت های بزرگ برای ترویج برند خود میلیاردها دلار هزینه می کنند

برندسازی به خودی خود بخش مهمی از هر کسب و کار را تشکیل می دهد، چرا تاثیر مستقیم بسیار زیادی بر سود خالص حاصل از کسب و کار ایجاد می کند. مدیریت برند به تشکیل ارزش ویژه برند کمک می کند. به این معنا که شرکت ها با کنترل هر تعامل صورت گرفته با برند خودشان خواهان ایجاد احساس مثبت نسبت به برند خود در مخاطب هستند. آنها از این طریق خواهان ایجاد اعتماد نسبت به شرکت یا محصول (اعتماد به برند) هستند تا در نهایت شما یا الف) مایل به پرداخت قیمت بالاتری برای محصول آنها باشید یا اینکه ب) خواهان خرید وی در دفعات بالاتر باشید یا اینکه ج) شرکت آنها را به شرکت های دیگر ترجیح دهید. اینکه شما در این فرایند مدیریت جزء کدام یک از دسته های الف، ب یا ج قرار بگیرید بستگی به ارزش ویژه برند دارد.

 

برندسازی

 

برندسازی در نظر برخی از افراد تنها یک یک تمرین بصری یا زیبایی شناسی در نظر گرفته می شود و در حالیکه توجه به حفظ و کنترل ظاهر برند و همخوانی و پیوستگی از اهمیت زیادی برخوردار است، در نظر داشتن این نکته هم حائز اهمیت است که تبلیغات و محصولات و پیام شما باید پس از این فعالیت توسط مخاطبین با کمترین تلاشی شناخته شود – و این البته تنها نیمی از این فرایند است. برندسازی مسئله ای بسیار فراتر از تبلیغات و طراحی است و در هر تعاملی که یک مشتری با شرکت شما دارد، نفوذ می کند. برندسازی شامل چگونگی پذیرش شما توسط پرسنل فروش، چگونگی به نظر رسیدن دفتر کار یا فروشگاه شما و چگونگی تاثیر گذاری تجربه خرید بر ذهن مصرف کننده می شود.

 

اگر برند شما خودش را به عنوان برندی خوشرو و خوشرفتار و مفید در برخورد با مشتری معرفی می کنم و من به عنوان مشتری زمانی که با برند شما تعامل پیدا می کنم، شاهد رفتاری زننده و بی ادبانه از پرسنل فروش شما هستم – بدون توجه میلیون ها میلیون هزینه شما – تصور من نسبت به برند شما تغییر کرده و کاملا منفی می شود. گاهی اوقات مواردی اینچنین هستند که تاثیر بسیار زیادی بر برند شما می گذارند – که برای صاحبان کسب و کارهای کوچک بسیار بد است. آیا کارکنان شما لبخند به لب دارند؟ آیا آنها نسبت به مشتریان پاسخگو هستند؟ آیا محل مورد استفاده شما تمیز و مرتب بوده و طبقه ها کاملا مرتب هستند؟ آیا سرویس های بهداشتی تمیز و مرتب هستند؟ تمام این موارد بر چگونگی درک شدن برند شما توسط مخاطب تاثیرگذار است. در واقع می توان گفت برند شماست که به انتظارات مشتری شکل می دهد – برند شماست که مشخص می کند مشتری حاضر به صرف چه هزینه ای است؟

 

پس چرا کسب و کارهای کوچک باید نگران مسئله برندسازی باشند؟

یک کسب و کار کوچک باید به مسئله برندینگ و برندسازی کاملا حساس باشد، چرا که این کسب و کارها اغلب تنها یک فرصت برای تعامل با مشتری یا مصرف کننده به دست می آورند. اجازه دهید واقعیت را قبول کنیم، برندهای بزرگ می توانند از چند تجربه بد به راحتی پشت سر بگذارند و ضربه کوچکی از این بابت متوجه آنها می شود، چرا که میلیون ها دلار هزینه صرف شده برای تبلیغات یا حضور آنها در همه جا اغلب قادر به پوشش دادن چند تجربه بد در ذهن مشتریان و مخاطبین آنها هست. اما زمانی که کسب و کار کوچکی هستید، شما نه بودجه کافی، نه منابع لازم یا حتی موقعیت و فضای مکانی کافی برای بی اثر کردن یک تجربه بد ندارید. بنابراین شکی نیست که برند شما همواره باید تعامل مثبتی با مخاطب داشته باشد.

 

برندسازی

 

اگر اداره و کنترل یک فروشگاه خرده فروشی کوچک را بر عهده دارید، حتما توجه داشته باشید که این فروشگاه مرتب و تمیز باشد، سرویس بهداشتی آن را همیشه تمیز نگاه دارید، توجه داشته باشید که پرسنل فروش برخورد بسیار مناسبی با مشتری داشته و با احترام از وی پذیرایی کنند. آنها نباید رفتاری غیر دوستانه داشته یا توجهی به صحبت های مشتری نداشته باشند (شاید لازم باشد که استفاده از تلفن های همراه در واحد فروش برای آنها ممنوع کنید). تمام تصمیم های خود را بر اساس تاثیر آنها بر برند مورد ارزیابی قرار دهید – حتی تصمیمات به ظاهر ضرر. توجه داشته باشید که همین موارد کوچک و بی اهمیت است که بیشترین تاثیر را بر درک از برند شما باقی می گذارند.

 

یک مثال: چندی پیش در منطقه ما یک رستوران جدید افتتاح و شروع به کار کرد و من همسرم در یک بار مراجعه به آن و در پی رضایت از کیفیت آن، چندین بار دیگر هم مراجعه و از خدمات آنها استفاده کردیم؟ قیمت های خیلی زیاد و غذا و پذیرایی آنچنان لوکسی نداشت، اما فضای ایجاد شده خوب و دوست داشتنی و البته برای غذای ما هم معمولا در هر پرس چیزی در حدود ۲۵ تا ۵۰ دلار هزینه می شد. بنابراین هر جمعه در ساعتی تقریبا ثابت به آنجا مراجعه می کردیم و میزبان ما هم مار را شناخته بود و در صورتی که میز مورد نظر ما خالی بود، ما را به آنجا راهنمایی می کرد. مدیر به استقبال می آمد و گاهی ما را به صرف یک پیش غذا دعوت می کرد. خیلی احساس خوبی داشتیم و در این رابطه به دیگران هم می گفتیم.

 

اما ناگهان مدیر این مجموعه تغییر کرد و مدیر جدید، خیلی چیزها را تغییر دارد. پس از این غذا همچنان تقریبا خوب بود، اما جای نبود چیزی کاملا احساس می شد. تغییر کارکنان بیش از پیش بود. همه افراد به نظر مثل قبل خوشحال نبودند. برنامه ها و محیط دیگر مثل گذشته مرتب و منظم نبود و غذا رفته رفته کیفیت خودش را از دست داد. این تغییرات زمانی خودش را بخوبی نشان داد که در یکی از دفعات مراجعه ما همسرم سالاد سفارش داده خودش را در یک بشقاب پلاستیکی دریافت کرد، البته ما هم توقع دریافت سالاد خودمان در یک ظرف کریستال را نداشتیم، اما این ظرف هم چیزی نبود که متعلق یا مناسب برای این برند باشد. آن شب یکی از آخرین جمعه هایی بود که ما در آنجا حاضر شده بودیم، تغییرات روی داده شده تقریبا دیگر تجربه ما از آنجا کاملا تغییر داده و از بین برده بود تا اینکه برند قبلی بطور کلی در ذهن ما از بین رفت و در واقع این موضوع فقط برای ما محسوس نبود، بلکه دیگران هم چنین احساسی داشتند، تا جایی در مدت زمانی کمتر از یک سال آن رستوران بطور کامل تعطیل شد.

 

انتخاب های ضعیف ( شاید تنها به دلیل صرفه جویی) بطور منفی بر روی برند تاثیر گذاشته بود. جایی که در ابتدا به عنوان برندی متوسط و رو به بالا در نظر گرفته می شد، پس از مدتی به یک غذا خوری تقلیل پیدا کرد و بنابراین کاملا مشهود بود که افرادی که مثلا برای یک وعده غذایی دو نفره ۶۰ تا ۱۰۰ دلار هزینه می کردند، تطابقی بین خدمات دریافت شده با هزینه پیدا نمی کردند. بنابراین ارزش ویژه برند از بین رفت – ما دیگر به آنجا نرفتیم و از آن بدتر آنکه دیگر حرفی از آن نزدیم و آن را به دیگران پیشنهاد ندادیم و مطمئنا این موضوع برای دیگران ه اینچنین بود. این تنها یک مثال ساده از چگونگی تاثیر تصمیمات کوچک و ساده بر روی آینده یک برند بود.

 

منبع:ibazaryabi.com


برچسب‌ها: , ,
دیدگاه خود را در باره این مطلب بنویسید ...

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *